تبلیغات
دوستی ها - پشت بوم

پشت بوم

خدا از سر تقصیراتم بگذره. وقتی ۴ سالم بود، یه روز رو پشت بوم داشتم بازی میکردم. دیدم یه نفر تو کوچه داره راه میره و یه چک دستشه. خیلی ذوق داشت.

فوری رفتم یه ظرف آب آوردم از اون بالا ریختم روش. گوشه های چکش تو دستش موند بقیش خمیر شد و رفت! دیدم نشسته لب جوب و داره گریه میکنه
امیدوارم بخشیده باشه منو




ادامه مطلب
[ جمعه 25 خرداد 1397 ] [ 12:59 ب.ظ ] [ امید جهانشاهی ]
.footer2 a:link{font-size:3px;}